مروری به جشنواره سی ام فیلم فجر
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳٩٠  

مروری به جشنواره سی ام فیلم فجر

 

بهمن ماه 1390

امسال با تاخیر به جشنواره رسیدم و تازه همین روزهای آخر هم بقدری صف فیلم ها شلوغ بود که فقط توانستم سه تا از فیلم های جشنواره را ببینم :

1-     پل چوبی

2-     بوسیدن روی ماه

3-     در انتظار معجزه

که نقد این فیلم ها را بزودی خواهم نوشت در این میان فیلم " پل چوبی نسبت به بقیه فیلم هایی که دیدم بهتر بود هر چند این فیلم هم عیب و ایرادهای اساسی زیادی داشت . متاسفانه طی این سالهای متمادی که جشنواره فیلم فجر برگزار می شود برخلاف ادعاهایی مسئولین هیچ پیشرفتی در این جشنواره که صورت نگرفته  عقب گرد هم کرده است بنظرم جشنواره هایی سالهای دهه 70 خیلی بهتر بود سطح فیلم های ایرانی بشدت نزول کرده است و سینمای ایرانی صنعتی ورشکسته است که هنوز هم دارد به بیراهه می رود . هنوز هم همان صف های طولانی ؛ همان درهم و برهمی و همان ماجراهای همیشگی بازار سیاه بلیط ! مثلاً برای دیدن فیلم " برف روی کاج ؛ از ساعت 2 بعد از ظهر تا ساعت 6 شب ایستادم ولی گفتند شاید برای سانس ساعت 9 شب بتوانی بلیط پیدا کنی ! خب مسئولین و سینماگران که سینماهای خاص خود را دارند این مردم عادی چه گناهی دارند که باید در سرمای طاقت فرسای اواخر بهمن درصف هایی بایستند که حاصلی ندارد ؟!

نباید دلخوش به یکی دو تا جایزه ای که  فلان و بهمان فیلم در جشنواره های بین المللی می گیرند دلخوش بود اینها هر چند مایه افتخار هستند ولی دردی از سینمای ما دوا نمی کنند . نباید خودمان را فریب بدهیم سینمای ما نه تنها به سیتمای روز دنیا فاصله نجومی دارد بلکه همان دست مایه هایی را هم که داشته است دارد کم کم از دست می دهد .

سینمایی که به دست نا اهلان افتاده است که  پهنای پرده نقره ای را به عرصه سعی و خطای یادگیری خود بدل کرده اند !

...............29 بهمن 1390 – ممکو

 

 



 
 
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ بهمن ،۱۳٩٠  

هتل اوین

و معاونت سینمایی وزارت ارشاد

تا جایی که اطلاعات من قد می دهد هتل اوین یکی از هتلهای  معروف زمان شاه بود که هنوز هم با ابهت در آن گودی مشرف به دره اوین واقع شده است ولی گویا بتازگی یک هتل اوین 2 هم درست شده است که زیر زمین است این را از خواندن مطالب زیر متوجه خواهید شد . سینما و تئاتر دو تا از اثرگذار ترین هنرها هستند که در عرصه روشنفکری و مدرنیسم جایگاهی رفیع دارند و به همین جهت بباید سکان این کشتی بدست کسی سپرده شود که لایق ترین و با سواد ترین فرد در این عرصه باشد

 ولی متاسفانه با همه فضیلتی که دست راست دارد خاتم را در دست چپ می کنند ! چون بقول سعدی مگر نشنیده ای که فضلاء همیشه محرومند . حالا هم هر چه آدم دگم و تاریک فکرکه از فیلم و سینما تجربه ای ندارند و با سینمای روز دنیا که بماند با همین سینمای نیم بند داخلی خودمان هم آشنایی  درست و حسابی ندارند را به سمت هایی می گمارند که توان اداره آن را ندارند و اصلاً در این این حد و اندازه ها نیستند .

این است که درزمان صدارت آنها خانه سینما را منحل می کنند و بجای اینکه به محکم کردن پایه های لرزان  سینمای ایران کمک کنند آن را تخریب هم می کنند بعد این آدم می آید شعار می دهد که نباید سیاه نمایی کرد !

خب مرد حسابی این کارهایی که تو می کنی که صد برابر آن سیاه نمایی ها به حیثیت سینمای ما لطمه می زند ! یه کم فکر کن ببین عملکردت چه انعکاسی در دنیا دارد ؟

ولی خب چاره ای  نیست در دورانی  که قحط الرجال است باید این اشباح الرجال را هم تحمل کرد تا بالاخره دوران این ها هم سپری شود در دیاری که بقول سیف فرغانی غرش شیران گذشت و رفت ... این زوزه شغالها هم ماندنی نخواهد بود   

خودتان قضاوت کنید که می توان طرز فکر و منش یک شخص را از خلال دیدگاهها و موضع گیریهایی که می کند تشخیص داد این دیدگاهها را که متعلق به معاونت سینمایی وزارت ارشاد است بخوانید تا بفهمید این مشهدی 52 ساله طرز فکرش چگونه است ؟

دیدگاه‌ها جواد شمقدری در زمانی که مشاور هنری محمود احمدی نژاد بود منتقد سیاست‌های وزارت ارشاد دوره محمدحسین صفار هرندی بود. شمقدری درباره صفار هرندی گفته بود:

احمدی‌نژاد و صفار همچون زن و شوهری هستند که فقط همدیگر را تحمل می‌کنند. احمدی نژاد این سخنان را توهین به خود و وزیرش اعلام کرد

اگر فیلمی بدون اجازه ما در جشنواره‌های خارجی شرکت کرد فیلمساز را یک سال ممنوع‌الکار! می‌کنیم و او را از امکانات دولتی محروم خواهیم کرد.

درباره شرط رفع توقیف فیلم زمهریر: باید تغییرات زیادی انجام شود. از جمله همه اشعاری که درباره «لب کارون» خوانده می‌شود، باید به سرودهای انقلابی تبدیل شود. آن رقاص‌بازی‌ها از فیلم حذف شود تا بعد ببینیم چه می‌شود.

اگر شورای تخصصی به این نتیجه رسید که فیلمی که قرار است به خارج از ایران برود، "عزت و استقلال ملی را به خطر می اندازد"، اجازه دارد به آن فیلم مجوز ندهد. البته همان فیلم می‌تواند در داخل کشور نمایش داده شود.

نباید فیلم‌هایی که سیاه‌نمایی می‌کنند، در خارج از کشور نمایش داده شوند، مردم ما محرم و بیگانگان نامحرم هستند. فیلمساز اگر بخواهد در خارج از کشور با بیگانگان حرف بزند خارج از منافع ملی است.این سیاست عین اصل دموکراسی است.

امیدوارم دوستان روزنامه‌نگار به اوین سر بزنند و ببینند که زندان اوین درست مانند هتل است و وضعیت خوبی دارد !



 
نوآوری در سینمای ایران !!
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ بهمن ،۱۳٩٠  

نوآوری در سینمای ایران !!

برای آنهائیکه با جایزه گرفتن یک فیلم در فلان جشنواره هالیوودی ذوق زده می شوند می گویم :

ببینید که استطاعت و توان سینمای ایران تا چه حد است ! می خواهند فیلم جنگی بسازند از جرثقیل برای این کار استفاده می کنند !! مثلاً در فیلم «ملکه» ساخته محمدعلی باشه آهنگر برای فیلمبرداری برخی صحنه‌ها از جرثقیل استفاده شده است. اینها همه نتیجه نبوغ ایرانی و اوج فناوری و تکنیک در سینمای ایران است . هالیووود و بالیوود باید بیایند این روشهای خلاقانه را یاد بگیرند تا مجبوری نباشند برای یک فیلم عادی چندین میلیون دلار هزینه کنند .

 

 



 
ملکه جدیدترین ساخته محمد علی باشه آهنگر
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ بهمن ،۱۳٩٠  

فیلم ملکه جدیدترین ساخته محمد علی باشه آهنگر در جشنواره سی ام

فیلمی در باره جنگ در و پالایشگاه آبادان

محمدعلی باشه‌آهنگرفیلمساز دزفولی و پسرعموی همکار سابق ما در پتروشیمی اروند رسول باشه آهنگر است وی تا بحال4  فیلم بلند سینمایی ساخته است از جمله :  فیلم‌های سینمایی "نیمه گمشده"، "نبات داغ"، فرزند خاک" و "بیداری رویاها" و اینک پنجمین فیلم سینمایی وی  به تهیه‌کنندگی ابوالقاسم حسینی در باره جنگ در آبادان به جشنواره فیلم فجر راه  یا فته است  

میلاد کی مرام، مصطفی زمانی، حمیدرضا آذرنگ، مهدی سلطانی، همایون ارشادی، هومن برق‌نورد، مالک حدپورسراج، حسین باشه آهنگر، مجتبی اسودیان و بازیگر خردسال دانیال حسناوی بازیگران اصلی این فیلم سینمایی هستند.

فیلمنامه :  محمدرضا گوهری و محمدعلی باشه‌آهنگر

علیرضا زرین‌دست مدیر فیلمبرداری، عباس بلوندی طراح صحنه و لباس، سعید ملکان طراح گریم، عباس رستگارپور صدابردار، دستیاران کارگردان: سید مهدی فرخ‌پور، حامد تصدیق مقدم و حسین باشه آهنگر، منشی صحنه: ابراهیم برزیده، عکاس: امیر حسین شجاعی.

 



 
جایزه بهترین فیلم خارجی از گلدن گلوب golden globe
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳٩٠  

 

جدایی نادر از سیمین , هیاهو برای هیچ

به مناسبت دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی از گلدن گلوب golden globe

بنظر من فیلم جدایی نادر از سیمین یک فیلم معمولی است که حتی ضعف های فنی فرآوانی دارد حالا اینکه چرا این فیلم در جشنواره های خارجی موفقیت کسب کرده است لابد بخاطر همان دلیلی که فیلم هایی چون رنگ خدا موفقیت کسب کرده اند حتی اگر فکر کنیم که هیچ غرض و منظورو جنبه  سیاسی در پشت موضوع نباشد . اصلاً این فیلم در حد و قواره های اینکه در جشنواره های معتبر جایزه بگیرد نیست . آخر شما از خودتان بپرسید  که این فیلم کدام جنبه خارق العاده و ویژگی منحصر بفردی دارد که بخواهد این همه مورد توجه قرار گیرد ؟  فیلمبرداری خیلی قوی دارد ؟ تدوینش خیلی عالی است جلوه های ویژه و تکنیک بالایی دارد . حتی بنظر من بازی های آن هم چندان قوی نیست بله هنر پیشه نقش اول مرد ؛ خوب و روان بازی کرده و نیز خانمی که به عنوان خدمتکار به خانه آنها آمده است ولی این بازیها آنقدر درخشان نیستند !

سینمای ورشکسته ما با این جایزه ها راه به جایی نمی برد حقیقت این است که باید به داد سینمای ایران رسید وگرنه زیاد دوام پیدا نخواهد کرد .

البته اینکه یک فیلم ایرانی در دنیا مطرح شود به خودی خود کار مثبتی است و من ایرادی به این امر نمی بینم ایراد من است که در ایران فیلم های خیلی خوبی ساخته می شوند و این فیلم آنقدرها که بزرگش کرده اند استحقاق ندارد حتی کارگردانی مثل فرهادی همه بضاعت این جوایز را ندارد او کارگردانی جوان است و هنوز باید تجربه بیاموزد و در همان سخنان کوتاهی که هنگام دریافت کرد نشان داد که جایش آنجا نبوده است . تریبونی به این خوبی در اختیار داشت و فقط چند کلمه گفت که مردم ایران مردم مهربانی هستند !! این همه حرف می شد زد و مطلب می شد گفت ! بعد این آقا با چند کلمه دست و پا شکسته انگلیسی از مهربانی مردم ایران می گوید خب چه ربطی به جشنواره و موضوع داشت ؟!!

......................محمد توکلی – 26 دیماه 1390

 

 



 
دوران انحطاط موسیقی ایرانی
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ،۱۳٩٠  

دوران انحطاط موسیقی ایرانی

Friday, October 03, 2008 

در طی این چند صد سال اخیر که ما در همه زمینه ها از جمله صنعت و فناوری از غرب عقب افتادیم و درجا زدیم و حتی به عقب برگشتیم موسیقی هم از این عقب ماندگی برکنار نماند و ما آن شکوه و عظمتی را که در دوران باستان و یا زمان خسرو پرویز و باربد و نکیسا داشتیم نه تنها ادامه ندادیم بلکه آن را نیز فراموش کردیم ! در زمان رودکی می گویند او چنگ نواز قابلی بوده است ولی الان شما در ایران فعلی بعید می دانم حتی بتوانید یک ساز چنگ پیدا کنید تا چه رسد به اینکه نوازنده های آن را داشته باشیم در عوض موسیقی کلاسیک غربی به بهترین نحو از این سازها بهره جسته است وآنها را تکامل بخشیده است و این روند ادامه داشت و اگر چه در دهه های ابتدایی قرن 20 جرقه هایی از کارهایی در این زمینه زده شد و استادانی چون کلنل وزیری و صبا و جلیل شهناز  و نظایر آنها کارهایی کردند و کسانی چون یاحقی با ویلون کردند و یا جواد معروفی با پیانو انجام داد و داشت کم کم به شیوه ای پیش می رفت که ما با سازهای غربی آشنایی پیدا کنیم ولی به یکباره در اواخر دهه 50 همه اینها فرو ریخت سازهای غربی کاملا کنار گذاشته است و نشان دادن ساز خلاف شرع شد کما اینکه هنوز هم اینچنین است ! و موسیقی ما روز بروز تهی تر شد و محدود به نواختن چند ساز محدود مانند تار و سه تار و تنبک و سنتور شد !

در این میان اما خواننده ها هم همه از دور خارج شدند یا پیر شدند و مردند و یا هجرت کردند و رفتند و کسانی که باقی ماندند به مدد محروم ماندن مردم و نبودن خورشید چون شمعی که رد شب تاریک نورش خیره کننده می شود اینها نیز به ناحق درخشیدن گرفتند !

الان دو سه خواننده موسیقی سنتی ایران را درقیضه دارند کسانی که شاخص ترین اشان سیاوش شجریان و شهرام ناظری است که وقتی به موسیقی غم انگیز و راکد آنها گوش دهید انگیزه زندگی کردن را هم از دست می دهید تا چه رسد به اینکه احساس نشاط به شما دست دهد بیان شعر های حافظ و اشعار نظیر آن بصورتی جویده و نامفهوم به گونه ای است که روی اعصاب آدمی راه می رود !

این موسیقی منحط و از مد افتاده اصلا به درد روزگار امروز نمی خورد این موسیقی قرن ها از قافله زمان عقب است خیلی باید در موسیقی سنتی و موسیقی پاپ ایران و موسیقی محلی ایران کار شود بن مایه های زیادی برای این کار وجود دارد ولی محدودیت های و تنبلی های ذهنی و فکری باعث شده است که ما با آن غنای فرهنگی عمیق در زمینه موسیقی حرفی برای گفتن نداشته باشیم .

موسیقی ما هنگامی شکوفا می شود که در را برای آمدن سازهای غربی چون گذشته باز کنیم ملودی ها و نواهای ایرانی را روی آتن سازها پیاده کنیم ارکستر سمفونیک را دوباره راه بیندازیم استانداردها را رعایت کنیم هر شهری که بالای 100 هزار نفر جمعیت دارد نیاز باه یک تالار موسیقی و گروه ارکستر برای اجرای برنامه دارد

گناه این کوتاهی وبی توجهی به موسیقی ایرانی همین شده است که مشتی شیاد در آن سوی آبها هر چیز سخیف و مهملی را بنام موسیقی لس آنجلسی را به خورد مردم می دهند مردم هم هم چاره ای ندارند آنها نیاز به موسیقی دارند وقتی نیاز آنها را تامین نکنیم به سمت خارج می روند کما اینکه وقتی کالای خوب ایرانی نیست به سمت کالای غربی می روند !

 

ما تا کی می خواهیم هی بخوانیم : امان امان  وای وای ... و اینجور مزخرفاتی که با نام ساز و آواز ایرانی به خورد مردم می دهند زمانی که شبکه های .ماهواره ای رسیده است کسی به این اراجیف گوش نمی دهد و این استادان تقلبی هم دیگر راه به جایی نخواهند برد دوران همه آنها به سر آمده است !!



 
 
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ،۱۳٩٠  

Saturday, September 10, 2011

تپلی مسخره !

یادداشتی بر فیلم تپلی

به بهانه نمایش آن در سینما عصر جدید ممکو

پنجشنبه شب 1 دیماه 1390 – ساعت 20

از همان ابتدا که بلیط را از گیشه گرفتم متصدی که با من آشناست گفت آقای توکلی این فیلم مخصوص بچه هاست ! گفتم ایرادی ندارد . بهرحال از آنجایی که من فیلم های روز سینمای ایران را دنبال می کنم و به سینمای کودکان هم علاقه دارم ارزش دارد که یک ساعت و نیم وقت بگذارم و فیلمی کودکانه را تماشا کنم! همه اش که نمی توان فیلم های سینماگران مولف  را نگاه کرد !

فیلم در یک کلام مایوس کننده و بسیار پیش پا افتاده و پرت از موضوع است . واقعاً جای بسی تاسف است که فیلم نامه نویس و کارگردان فکر کرده اند با قرار دادن چهارتا بازیگر در جلد خر و گاو و پلنگ مثلا فیلمی برای کودکان ساخته اند ! زهی ساده اندیشی .

شما کافی است نگاهی به غول فیلمسازی دنیا یعنی هالیوود بیندازید تا ببینید که بیشترین در آمد وپرفروش ترین فیلم هایش از بابت انمیشین های محشر و شگفت انگیزی است که برای کودکان می سازد آنهم با سرمایه گذاری دهها میلیون دلاری .

از این طرف فیلم سازان وطنی به سرمایه ای بسیار اندک و سرهم کردن داستانی آبکی و بی مایه که هیچ جذابیتی حتی برای کودکان زیر ده سال ندارد فکر می کنند فیلمساز کودک شده اند . غافل از اینکه فیلمسازی برای کودکان سخت تر از فیلمسازی برای بزرگسالان است .

حیف که من هیچ فیلمی را نصفه نیمه رها نمی کنم وگرنه همان ابتدای فیلم سالن سینما را ترک می کردم کاری که خیلی ها که سینما آمده بودند انجام دادند !

با این اوصاف نباید تعجب کرد که چگونه یک فیلم نیمه عروسکی و سر دستی " پسر خاله و کلاه قرمزی " آن همه مورد توجه قرار می گیرد و فروش می کند ! چون در عرصه سینمای کودک و نوجوان طی این سالهای مدید هیچ ارزش قابل توجهی ساخته نشده است . باز آن اوایل فیلمسازانی چون امیرنادری بودند که فیلم هایی چون دونده را بسازند الان همان اندک پیشرفت هم وجود ندارد.

حالا ضعف های فیلمنامه یک طرف ضعف تکنیک هم طرف دیگر ؛ راستی اگر این فیلم در هالیود و یا حتی یک کشور پیشرفته ساخته می شد اینقدر از نظر تکنیک ضعیف بود که آدمها را در جلد حیوانات قرار دهند ؟ این همان ایرادی اساسی است که به سینمای ایران می توان گرفت : سینمای بدون تکنیک و بدون محتوا

گاهی با خودم فکر می کنم این سینما در عرصه بزرگسالان چه حرفی برای گفتن دارد که حالا بخواهد برای کودکان و نوجوانان فیلم بسازد؟

فیلم ملغمه ای از چند رویداد در هم است دختربچه ای که والدین اش را در تصادف از دست داده است . خسی ( مخفف خسرو !! ) عاشق خاله دخترک شده است و درجایی در اواخر فیلم در ساحل دریا برای اینکه تارا را دک کند او را دنبال نخود سیاه می فرستد! ( حالا عنوان کردن این موضوعات در یک فیلمی که ظاهراً مخاطبش باید کودک باشد تا چه حد رواست ؟

آیا اساساً ساخت صحنه هایی که در برگیرنده تفنگ و حمله پلیس و اینجور موضوعات  خشونت آمیزاست برای کودکان مناسب است ؟ جامعه ما کم اسیر خشونت است که باید به ترویج بیشتر آن هم بپردازیم ؟!

حقیقت این است که سینمای کودک و نوجوان هم مثل خیلی عرصه های دیگربسیار سهل و پیش افتاده فرض شده است حال آنکه کودکان گاه به دقد و درک بالاتری نسبت به بزرگسالان فیلم هایی را که می بینند دنبال می کنند نباید بچه ها و دنیای پیچیده آنها را دست کم گرفت !

امیدوارم روزی فرا رسد که کارگردانان و فیلمنامه نویسان قدرتمندی در عرصه سینمای کودک ظاهر شوند و این دید سطح پائین و دست کم گرفتن سینمای کودکان کناز زده شود .

 

.............محمد توکلی – جمعه 2 دیماه 1390 – ممکو



 
نقد فیلم تپلی
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ دی ،۱۳٩٠  

Saturday, September 10, 2011

تپلی مسخره !!

نقد فیلم تپلی

به بهانه نمایش آن در سینما عصر جدید ممکو

پنجشنبه شب 1 دیماه 1390 – ساعت 20

از همان ابتدا که بلیط را از گیشه گرفتم متصدی که با من آشناست گفت آقای توکلی این فیلم مخصوص بچه هاست ! گفتم ایرادی ندارد . بهرحال از آنجایی که من فیلم های روز سینمای ایران را دنبال می کنم و به سینمای کودکان هم علاقه دارم ارزش دارد که یک ساعت و نیم وقت بگذارم و فیلمی کودکانه را تماشا کنم! همه اش که نمی توان فیلم های سینماگران مولف  را نگاه کرد !

فیلم در یک کلام مایوس کننده و بسیار پیش پا افتاده و پرت از موضوع است . واقعاً جای بسی تاسف است که فیلم نامه نویس و کارگردان فکر کرده اند با قرار دادن چهارتا بازیگر در جلد خر و گاو و پلنگ مثلا فیلمی برای کودکان ساخته اند ! زهی ساده اندیشی .

شما کافی است نگاهی به غول فیلمسازی دنیا یعنی هالیوود بیندازید تا ببینید که بیشترین در آمد وپرفروش ترین فیلم هایش از بابت انمیشین های محشر و شگفت انگیزی است که برای کودکان می سازد آنهم با سرمایه گذاری دهها میلیون دلاری .

از این طرف فیلم سازان وطنی به سرمایه ای بسیار اندک و سرهم کردن داستانی آبکی و بی مایه که هیچ جذابیتی حتی برای کودکان زیر ده سال ندارد فکر می کنند فیلمساز کودک شده اند . غافل از اینکه فیلمسازی برای کودکان سخت تر از فیلمسازی برای بزرگسالان است .

حیف که من هیچ فیلمی را نصفه نیمه رها نمی کنم وگرنه همان ابتدای فیلم سالن سینما را ترک می کردم کاری که خیلی ها که سینما آمده بودند انجام دادند !

با این اوصاف نباید تعجب کرد که چگونه یک فیلم نیمه عروسکی و سر دستی " پسر خاله و کلاه قرمزی " آن همه مورد توجه قرار می گیرد و فروش می کند ! چون در عرصه سینمای کودک و نوجوان طی این سالهای مدید هیچ ارزش قابل توجهی ساخته نشده است . باز آن اوایل فیلمسازانی چون امیرنادری بودند که فیلم هایی چون دونده را بسازند الان همان اندک پیشرفت هم وجود ندارد.

حالا ضعف های فیلمنامه یک طرف ضعف تکنیک هم طرف دیگر ؛ راستی اگر این فیلم در هالیود و یا حتی یک کشور پیشرفته ساخته می شد اینقدر از نظر تکنیک ضعیف بود که آدمها را در جلد حیوانات قرار دهند ؟ این همان ایرادی اساسی است که به سینمای ایران می توان گرفت : سینمای بدون تکنیک و بدون محتوا

گاهی با خودم فکر می کنم این سینما در عرصه بزرگسالان چه حرفی برای گفتن دارد که حالا بخواهد برای کودکان و نوجوانان فیلم بسازد؟

فیلم ملغمه ای از چند رویداد در هم است دختربچه ای که والدین اش را در تصادف از دست داده است . خسی ( مخفف خسرو !! ) عاشق خاله دخترک شده است و درجایی در اواخر فیلم در ساحل دریا برای اینکه تارا را دک کند او را دنبال نخود سیاه می فرستد! ( حالا عنوان کردن این موضوعات در یک فیلمی که ظاهراً مخاطبش باید کودک باشد تا چه حد رواست ؟

آیا اساساً ساخت صحنه هایی که در برگیرنده تفنگ و حمله پلیس و اینجور موضوعات  خشونت آمیزاست برای کودکان مناسب است ؟ جامعه ما کم اسیر خشونت است که باید به ترویج بیشتر آن هم بپردازیم ؟!

حقیقت این است که سینمای کودک و نوجوان هم مثل خیلی عرصه های دیگربسیار سهل و پیش افتاده فرض شده است حال آنکه کودکان گاه به دقد و درک بالاتری نسبت به بزرگسالان فیلم هایی را که می بینند دنبال می کنند نباید بچه ها و دنیای پیچیده آنها را دست کم گرفت !

امیدوارم روزی فرا رسد که کارگردانان و فیلمنامه نویسان قدرتمندی در عرصه سینمای کودک ظاهر شوند و این دید سطح پائین و دست کم گرفتن سینمای کودکان کناز زده شود .

 

.............محمد توکلی – جمعه 2 دیماه 1390 – ممکو



 
نقد فیلم ::
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ،۱۳٩٠  

نقد فیلم :

 مردان مریخی زنان ونوسی

به بهانه آن در سینما عصر جدید ممکو

تاریخ :  جمعه 4 آذرماه 1390 ساعت 20

کارگردان: کاظم راست گفتار

نویسندگان: حسین مثقالی و شعله نیک‌روش

تهیه کننده: سیدمحمدرضا مفیدی

مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین دست

تدوین: بهزاد مصلح

طراح گریم: عبدالله اسکندری

طراح صحنه و لباس: ویشکا آسایش

صدابرداران: محمود خرسند، وحید دوزنده

عکس: احمدرضا شجاعی، وحید شاهوند

محصول آمایش هنر

بازیگران: امین حیایی، بهاره رهنما، شیلا خداداد،‌ غلامحسین لطفی، یوسف صیادی، امیرحسین رستمی، اکرم محمدی، سحر زکریا، شراره رخام، الیکا عبدالرزاقی، رامش صفایی، مژگان جودی، مهدی صباغی، سیدابراهیم بحرالعلومی، احمد ایراندوست، سارا میرزایی، الهه حصاری، آتنا بهگام

 

خلاصه  فیلم :

اسم فیلم برگرفته از کتابی است که هدفش  بهبود روابط زن و مرد بوده است . ولی  متاسفانه نام این فیلم هیچ ربطی به آن کتاب ندارد. و اصلاً هدفش نقد روابط زن و مرد و بهبود آن نیست بلکه خواسته فیلمی گیشه پسند بسازد و ظاهراً هم موفق بوده است چون سالن سینمای عصر جدید ممکو مملو از جمعیت بود و بسیاری پشت درهای بسته ماندند . داستان :

داستان این فیلم درباره مهندس جوانی به نام سعید ( امین حیایی ) است. سعید به شدت به همسر خود سیمین ( بهاره رهنما ) علاقه دارد و این در حالی است که سیمین زنی بشدت فمینیست است  سیمین بعد از مشورت با دوستان اش به یک تور تفریحی به کشور فرانسه می رود  تا در آنجا در کوه های آلپ به اسکی بپردازد ..

داستان در  مورد مردی است که در عرف جامعه ما زن ذلیل است و وقتی در اثر حادثه ای زنش را از دست می دهد با زن دیگری ازدواج می کند که از زمین تا آسمان با زن قبلی فرق دارد و مطیع و فرمانبردار شوهر است و همان زن ایده آلی است که جوامع مردسالار خواهان آن هستند و اغلب مردان چنین زنانی را می پسندند !  

نقد داستان فیلم :

فیلم البته  داستان جذابی داشته  و نکاتی دارد که می تواند برای زنان بسیار ناخوشایند باشد از جمله موجه نشان دادن دوزنی حتی  جایی سیمین (بهاره رهنما ) می گوید که همه  مردهای ایرانی در آرزوی حرمسرا هستند ! و جالب است که زبان قاضی می شنویم که  می گوید :

 زن دوم داشتن که دلیل محکمه پسندی برای طلاق نیست.بازیگر مرد فیلم می گوید که حالا اولشه کم کم همه چیز عادی می شود.زن ها بعد از برخورد اول تصمیم می گیرند که با هم زندگی کنند فقط در دو منزل !

و سپس.مادر زن اول به راحتی موضوع را می پذیرد و می شود زن پدر هووی دخترش.سه نفری با هم می روند اسکی ! واقعاً در جامعه ما مسائل به همین آبکی و سادگی هستند ؟!

 بنظر من اینگونه فیلم ها تصویری بسیار سطحی از زن ایرانی ارائه می دهند که شاید البته برخی از زنان اینگونه باشند ولی آن را نمی توان به همه زنان تعمیم داد . از دیگر نکات منفی فیلم این همه شوخی های جنسی رکیک  و  لوس  بازی ها و آرایش های غلیظی است که زنان مجرد فیلم  دارند  

نقد فیلم زنان ونوسی و مردان مریخی:

سحر ذکریا و شراره رخام و اکرم محمدی و شیلا خداداد و نیز خانم بهاره رهنمای بازی خوبی را ارائه داده اند

فیلم نقبی دارد به بحران شوهر در ایران که به واقع معضلی است که اغلب دختران تا سنین بالا در خانه پدری می مانند و خواستگاری برای آنها نیست و این غیر از بحرانهای اجتماعی که در جامعه است ناشی از رکود اقتصادی و بیکاری روز افزون جوانان است و این گونه است که زنان مجرد به سیمین که شوهر فرمانبردار و مطیع دارد غبطه می خورند !

برخی به فیلم ایراد گرفته اند که چرا مرد  عاشق بچه است ؟! این چه حرفی است ؟ پس مردها برای چه ازدواج می کنند ؟ ازدواج اگر چند علت داشته باشد یکی از مهمترین آنها تولد فرزند است چیزی که زنان شبه مدرن امروزی از انجام آن سرباز می زنند و به زحمت یک بچه بدنیا می آورند و نکند مردها باید در این زمینه هم به زنها کمک کنند و حامله شوند تا برابری زن و مرد تکمیل شود ؟

مرد ایرانی انتظار ندارد که زنش هر لحظه خود را به رنگی درآورد ولی زنها باید بدانند که مردها از یکنواختی خسته می شوند وباید زندگی را متنوع کنند شاید برای من انجام وظائف خانه توسط زن چیز مهمی نباشد ولی باور کنید اغلب مردهای ایرانی دنبال زنی هستند که کدبانوی خوبی باشد و کارهای خانه را بخوبی انجام دهد و نه اینکه پیش بند را به سینه مرد ببندد و بگوید ظرف های مهمانی زنانه ای را که خانم داده است مرد خانه بشوید !

در جامعه مرد سالار ایران که زنها باید بنشینند تا مردی به خواستگاری آنها بیاید  پیدا کردن شوهر مناسب و از همه مهمتر تلاش برای نگهداشتن شوهربکهنر است من اگر کاره ای بودم به چنین زنانی جایزه می دادم !

البته اینگونه فیلم ها می توانند بد آموزی ها را در جامعه داشته باشند ولی من نفهمیدم علت اینکه برای سن زیر 15 سال دیدن فیلم مناسب نیست چه بوده است .

وظیفه زنان این نیست که  ارایش های آنچنانی و به روز داشته باشند و روزی 20 کیلو سبزی پاک کنند و مثلاً پای شوهرانشان را ماساژ دهند ولی بهرحال یک زن باید به بهترین شکل از شوهرش تیمار کند و مرد هم متقابلاَ چنین وظیفه ای دارد که حتی جانش را برای زنش فدا کند !

جایی که  بهاره رهنما همراه با دوستاش در دامنه های آلپ است  تصویر باسازی شده گذاشته اند و  معلوم است که لوکیشن های سکانس در ایران فیلمبرداری شده است  و در آن سکانس یک تصویر بازسازی گذاشته اند.

در پایان بد نیست به برخی نکته های مثبت فیلم هم اشاره کنم از جمله سکانس پایانی که همه ما فکر می کنیم سعید (  امین حیایی ) بخاطر نداشتن مهارت در اسکی جانش را از دست می دهد ولی در واقع این نقشه ای بوده است که توسط آن از دست همسرانش خلاص می شود ! و نیز خلاصه  گویی در فیلم که بدلیل تدوین خوب فیلم است . وقتی سعید در راهرو با خانم شیلا خداداد برخورد می کندچند لحظه بعد آنها را در لباس عروسی می بینیم این ایجاز در روایت داستان چیزی است که باید همه کارگردانان یاد بگیرند و این همه فیلم هایشان را کش ندهند !

 ونیز دیدن فیلم را به همه مردانی که اسیر زنهای دیو سیرت شده اند و از هر چه تاهل و زندگی است سیر شده اند توصیه می کنم چرا که  می فهمند که اگر انتخاب درستی داشتند آن موقع بود که هیچگاه از لذت بودن در کنار یک زن سیر نمی شدند.

 

............محمد توکلی – 6 آذرماه 1390 – ممکو

 

 

 



 
کنسرت در آمفی تئاتر مجموعه اندیشه ممکو
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آذر ،۱۳٩٠  

کنسرت در آمفی تئاتر مجموعه اندیشه ممکو

زمان : چهارشنبه 2 آذرماه 1390 ساعت 6 تا 8 بعد از ظهر

با کمی تاخیر وارد سالن شدم تقریبا همه صندلی ها پر بود پسرها و دخترهای جوان نشسته بودند و چه تشویق های پرشوری هم می کردند از همه شدیدتر این دو جوانی بودند که در ردیف انتهایی سالن کنار من نشسته بودند چنان با حرارت تشویق می کردند و جیغ و عربده می کشیدند تو گویی کنسرت دهنده پسرخاله ایشان است . به واقع سرو صدای این چند تن از صدای کنسرت بیشتر بود !

البته برای من این نوع کنسرت ها در واقع نوعی سیاه مشق به حساب می آیند چون  از زمان کودکی با کنسرت های زنده خوانندگان طراز اول موسیقی پاپ ایران که برای اجرای برنامه به باشگاه کارمندان گمرک می آمدند و پدرم مرا که کودکی خرسال بودم به همراه مادرم پنجشنبه شبها برای دیدن این کنسرت ها می برد تا دوران دانشجویی که رسیتال های پیانو از آثار بتهون و باخ و موتسارت را دیده ام این کنسرت ها چنگی بدل نمی زنند .

و واقعاً این همه هیاهو برای چند تا اجرای ساده با گیتار و بازخوانی ترانه های رضا صادقی و چند خواننده دیگر بی مورد است . به واقع آنقدر مردم ما را در این سالها تشنه موزیک نگاه داشته اند که باید شاهد اینگونه واکنش های افراطی به یک اجرای ساده  باشیم .

فقط نوازنده درام کمی نظرم را جلب کرد و در کارش مهارت داشت به هر حال برای یک چنین کنسرتی اگر لازم باشد نمره بدهم از از 20 فقط 5 امتیاز می دهم آنهم برای اینکه این جوانان در کارشان دلگرم شود و گرنه همین امتیاز هم به کار آنها تعلق نمی گیرد !

چون نور پردازی صحنه (یا بقول خودشون استیج! ) اصلاً خوب نبود خیلی جلف بود تنظیم صدا افتضاح بود اصلاً  حجم صدای خواننده با موزیک همخوانی نداشت ( بگذریم که خواننده هم صدای چندان خوبی نداشت ) سر و صدای این کنسرت ندیده ها که آرامش را از من گرفته بود ...

واقعیت این است که ما ایرانی ها در همه زمینه ها تنبل هستیم از تنبلی ذهنی تا تنبلی جسمی .

تا کی می خواهیم ساخته های دیگران را تکرار و تقلید کنم این روزها وقتی به موسیقی پاپ ایران نگاه می کنی همه اش گله و شکایت و شکوه است انهم همه کپی همدیگر ! موزیم باید شاد باشد باید برانگیزنده باشد نه باعث یاس و غم شود و باید متنوع باشد تا ملال را از ذهن بزداید نه خودش ملال آور باشد موزیک پاپ کنونی ایران همه این نکات منفی را دارد .